العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
358
شرح كشف المراد ( فارسى )
هر عملى را كه انجام دهد ما مىگوئيم : شايد مبغوض مولى را انجام مىدهد در نتيجه از وى متابعت نمىكنيم و اگر متابعت نكرديم نقض غرض پيش مىآيد و نقض غرض قبيح است و فعل قبيح از مولاى حكيم صادر نمىشود و لذا براى رسيدن به هدف از بعثت انبياء بايد آنان معصوم باشند . 2 - اگر از انبياء ( عليهم السلام ) معصيتى صادر شود از دو حال خارج نيست : الف : يا اينست كه بازهم متابعت از آنها واجب است . ب : و يا اينست كه ديگر متابعت از آنها لازم نيست و ضد آن واجب است . و هر دو احتمال تالى فاسد دارد امّا احتمال اول مستلزم اذن در معصيت است و آن قبيح است و از مولاى حكيم صادر نمىشود و امّا احتمال دوّم مستلزم عبث بودن بعثت است و كار عبث هم قبيح است و از مولاى حكيم صادر نمىشود . پس بناچار بايد بگوئيم : از انبياء ( عليهم السلام ) معصيتى سر نمىزند . 3 - اگر از پيامبران گناهى سر زند لازم مىآيد كه بر ديگران انكار كردن و اعتراض واجب باشد زيرا كه دلائل نهى از منكر عموميت داشته و هر كسى را حتى پيامبران را شامل است و نهى از منكر موجب ايذاء آنان است چون گاهى مستلزم اجراء حد و گاهى مستلزم كتككارى و گاهى مستلزم پرخاش كردن و ريختن آبروى شخص است و ايذاء النبى حرام پس نهى از منكر نسبت به نبى حرام است پس صدور معصيت از پيامبر حرام است . و امّا بحث دوّم : در باب امامت خواهد آمد چون نظير همين بحث در رابطه با ائمه ( عليهم السلام ) نيز مطرح است و لذا در اينجا مطرح نمىكنيم .